دوستانه
اطلاعات
پنجشنبه 13 تیر ماه سال 1387
می خواهم دل باشم مرز انسانها
می خواهم افق باشم تاسیراب کننده ی کویر تشنه ی نگاه ها گردم و افسونگر امید نا امیدان شوم و سرگرانیهای طبیعت را مرزی باشم .
می خواهم تک درخت باشم در دامن دره ای ایستاده و بر رهگذر ابهام طبیعت چشم دوخته و هوسهای زودگذر را به مسخره گرفته .
می خواهم طوفان باشم تنها خروشی که می تواند در برابر سکوت دریاها خود نمایی کند و تنها سکوتی که می خواهد خروش گردابها را بپذیرد .
می خواهم راز باشم تنها چیزی که جای می خواهد .
می خواهم پند باشم مظلوم ترین دوست هر کس .

دوشنبه 20 خرداد ماه سال 1387
دست صهیونیسم در آستین بهائیت
خبرگزاری رجا نیوز:

ارائه چهره انسان دوستانه و صلح طلب از بهائیت و همچنین انعطاف پذیر بودن قوانین و آداب آن، برای پیروان و سوء استفاده از عدم آگاهی و اطلاع برخی از مردم و خصوصا جوانان از مسائل مذهبی، از جمله راهکارهای تبلیغی مبلغان این فرقه ضاله در ایران اسلامی می باشد.

با نگاهی به پیشینه تاریخی فرقه جعلی و دست نشانده «بهائیت» و همچنین سیر تاریخی تشکیل دولت یهود در سرزمین فلسطین، می توان به رابطه بین «بهائیت» و صهیونیسم پی برد. رابطه ای که از همان ابتدا به یک همزیستی مسالمت آمیز تبدیل شد و در ادامه هرکدام از طرفین این همزیستی سعی در تقویت طرف مقابل داشت تا در نهایت و به طور غیر مستقیم خودش را تقویت کند؛ حال یا بنا به تشخیص خود یا به تشخیص اربابان استعمارگرشان.

به طور خلاصه می توان گفت اسرائیل برای سرکوب کردن و تحقیر هر چه بیشتر مسلمانان و همچنین به نمایش گذاشتن چهره ای موجه در عرصه بین الملل، سعی در حمایت از بهائیان و «بهائیت» کرد که در نهایت توانست توسط همین جماعت جعلی و همچنین با کمک یهودیان مخفی (یهودیان به ظاهر مسلمان شده) که به «بهائیت» گرایش پیدا کرده بودند، در کشورهای مسلمان منطقه نفوذ کرده و به جمع آوری اطلاعات(جاسوسی) بپردازد و با تبلیغ وسیع از حمایت های خود از این فرقه، دست به یک فریب بزرگ زده و از خود یک چهره صلح طلب و مذهبی به نمایش بگذارد.

از طرف دیگر جماعت وامانده از همه جا و همه کس «بهائی»، برای اینکه بتواند در منطقه جایی برای استقرار و ساماندهی پیدا کند، دست به به حمایت از یهودیان مهاجر به سرزمین فلسطین زد و در ادامه از تشکیل دولت یهود در این منطقه حمایت کرد؛ چرا که سران بهائی به خوبی فهمیده بودند که با حمایت از تشکیل دولت یهود در فلسطین، تحت حمایت مستقیم دولت های حامی تشکیل اسرائیل و در ادامه و با تشکیل این دولت، تحت حمایت مستقیم این دولت قرار خواهند گرفت و جایی را برای استقرار و ساماندهی تشکیلاتی بدست خواهند آورد و کجا بهتر از فلسطین و شهرهای حیفا و عکا که به جهت محل تبعید و دفن مؤسسین سرسپرده این فرقه، برای بهائیان اهمیت بسزایی داشته و دارد.

عنوان کردن «ارض اقدس» و استفاده از کلماتی اینچنین و شبیه «ارض موعود» یهودیان، از جمله مواردی بود که سران «بهائیت» برای نزدیک ساختن خود به دولت یهود استفاده کردند. بهائیان تشکیل دولت اسرائیل را وعده الهی عنوان می کنند تا هرچه بیشتر به آن مشروعیت بدهند تا به اصل «همزیستی مسالمت آمیز» خود با دولت یهود که حمایت طرفینی می باشد، عمل کرده باشند.

امروزه و به علت وجود تعداد معدودی بهائیان در جامعه ایرانی و همچنین رابطه تنگاتنگ جماعت بهائی با اسرائیل، از جمله راهکارهای دولت اسرائیل برای دنبال کردن اهداف خود علیه جمهوری اسلامی ایران، تقویت بهائیان ایران می باشد. آنچه که مدتی است شاهد آن هستیم، و بروز خارجی آن فعال تر شدن سایت های اینترنتی بهائیان به زبان فارسی و همچنین فعالیت های تبلیغی همزمان بهائیان در نقاط مختلف کشور و در عرصه عمومی می باشد.

ارائه چهره انسان دوستانه و صلح طلب از بهائیت و همچنین انعطاف پذیر بودن قوانین و آداب آن، برای پیروان و سوء استفاده از عدم آگاهی و اطلاع برخی از مردم و خصوصا جوانان از مسائل مذهبی، از جمله راهکارهای تبلیغی مبلغان این فرقه ضاله در ایران اسلامی می باشد.

آنچه که در پس این تبلیغات و در پی آن افزودن به پیروان این فرقه حاصل می شود، فراهم شدن نیروی انسانی بومی برای انجام فعالیت های ضد نظام در نقاط و سطوح مختلف کشور می باشد. این همان تئوری «انفجار از درون» بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی است.

البته این راه و روش تبلیغی روش تازه و نویی نیست و قبلا هم مبلغان مذهبی اروپای مسیحی، هموار کننده راه دولت های استعماری اروپایی برای نفوذ در ممالک دیگر بوده اند. آنچه که اینجا خود را به خوبی نشان می دهد، دست سران صهیونیسم در آستین «بهائیت» است.

حالا نوبت بازی «بهائیت» برای اسرائیل است و نقش تازه ای که برای «بهائیت» در نظر گرفته شده، در ظاهر تبلیغ آیینی است که در باطن، اهداف شوم سیاسی دولتمردان صهیونیست را دنبال می کند.

نورمحمد نجفی

چهارشنبه 15 خرداد ماه سال 1387
سخنانی گهربار از امیرالمومنین علی (ع)
*هر کسی به من کلمه ای بیاموزد مرا بنده خود کرده است.

* قناعت ثروتی است که پایانی ندارد.

* هر که خود را بشناسد، خدا را شناخته است.

* شجاع ترین مردم آن است که حرف حق را بزند.

* بزرگترین جهاد‌، مبارزه با نفس است.

* شمشیر آخته‌ دردست‌ مرد شجاع‌، عزیزتر از سخن‌ راست‌ نیست‌.

* زشت‌ ترین‌ سخن‌ راست‌، ستایش‌ انسان‌ از خویشتن‌ است.

* بهترین‌ گفتارها آن‌ است‌ که‌ عمل‌ تصدیق‌ کند.

* هرکه‌ نیکی‌ را از بدی‌ نشناسد، از چهارپایان‌ است‌ !

* باید مردم‌ در برابر حق‌ نزد تو مساوی‌ و یکسان‌ باشند.

* بر برادر تو همان‌ حقی‌ است‌ که‌ تو داری.

* من‌ گواهی‌ شخص‌ فاسق‌ را جز علیه‌ خودش‌ قبول‌ نمیکنم‌.

* نیکی‌ و احسان‌ را جز آدم‌ نادان‌ رد نمیکند.

* یتیم‌ را با آنچه‌ که‌ فرزندان‌ خود را ادب‌ میکنی‌، تادیب‌ کن.

* آنکس‌ که‌ تو را بیم‌ دهد، مانند کسی‌ است‌ که‌ تو را مژده‌ دهد.

* دشمن‌ دانا از دوست‌ نادان‌ بهتر است‌.

* دوری‌ و جدایی‌ دوستان‌ ، غربت‌ و تنهایی‌ است.

* حاجت‌ از دست‌ دادن‌ بهتر که‌ از نااهل‌ خواســتن‌ !

* آرزوهایتان‌ را به‌ کسانی‌ متوجه‌ کنید که‌ دلهایتان‌ آنها را دوست‌ دارد.

* شکیبایی‌ مرکبی‌ است‌ که‌ خسته‌ نشود.

* شخصیت‌ مرد زیر زبان‌ اوست‌.

* عبرتها چه‌ بسیار است‌، لیکن‌ پند گرفتن‌ کمتر است.

* اگر درباره‌ کسی‌ مشکوک‌ باشید، به‌ دوستانش‌ نگاه‌ کنید.

* هر تنفس‌ انسان‌ گامیست‌ که‌ بسوی‌ مرگ‌ بر میدارد.

* مردم‌ دشمن‌ چیزهایی‌ هستند که‌ نمیدانند.

* بهترین‌ زهدها، پنهان‌ داشتن‌ آن‌ است.

* شگفتا! آیا خـلافت‌ و حـکومت‌ با رفاقت‌ و خویشی‌ هم‌ میشود ؟!

* عدالت‌ زمامدار نیکوتر از خیر روزگار است.

* هرگز کسی‌ را به‌ مبارزه‌ و جنگجویی‌ دعوت‌ نکن.

* روز دادستانی‌ و عدالت‌ از ظ‌الم‌، سختتر از روز ستم‌ بر ستمدیده‌ است.

* حکومت‌ خود را با ریختن‌ خون‌ حرام‌، استوار نکن‌.

* هرگز یاور ستمکار نباش‌.

* حکمت‌ را با نااهل‌ نگویید که‌ به‌ حکمت‌ ستم‌ کرده‌اید.

* به‌ گوینده‌ نگاه‌ نکن‌، حرف‌ را در نظ‌ر بگیر.

* بزرگواری‌ با خرد و ادب‌ است‌، نه‌ با اصل‌ و نسب‌.

* عقل‌ و خرد، شمشیر برنده‌ایست.

* دانش‌ نگهبان‌ توست‌، در حالیکه‌ تو ثروت‌ را باید محافظت‌ کنی.

* بی‌ ارزشترین‌ مردم‌، کم‌ دانشترین‌ آنهاست.

* دانشمندان‌، به‌ علت‌ کثرت‌ نادانان‌ غریبند.

* مرگ‌ بزرگ‌ همان‌ فقر و بینوایی‌ است.

* فقر و تنگدستی، مرد باهوش‌ را گنگ‌ و لال‌ میکند.

* انسان‌ به‌ نعمتی‌ نمیرسد مگر اینکه‌ نعمت‌ دیگری‌ را از دست‌ میدهد.

* از قرض‌ کردن‌ بپرهیزید

* قرض‌ کردن‌ زبونی‌ و خواری‌ است‌.

* غم‌ وغصه‌ نیمی‌ از پیری‌ است‌.

* قصاص‌ و انتقام‌ قبل‌ از جنایت‌، درست‌ نیست‌.

* من‌ به‌ خاط‌ر سوء ظن و بدگمانی، کیفر نمیدهم‌.

* تو را از عجله‌ و شتاب‌ در سخن‌ و کار نهی‌ میکنم‌.

* خداوند به‌ مردم‌ پناه‌ داده‌ تا از ستم‌ دور باشند.

* زمامداران‌ بوسیله‌ ظ‌لم‌ آزمایش‌ میشوند.

* با توده‌ جماعت‌ باشید، چراکه‌ دست‌ خدا با جماعت‌ است‌.

* هرکه‌ از حق‌ تجاوز کند راهش‌ گم‌ میشود.

* زکات‌ پیروزی‌ عفو و بخشش‌ است‌.

* ذمه‌ء من‌ در گرو آن‌ چیزی‌ است‌ که‌ میگویم‌.

* صفتی‌ بدتر از دروغ‌ وجود ندارد.

* برای دنیا به گونه ای زندگی کن که گویی تا ابد زنده ای و برای آخرت به گونه ای زندگی کن که گویی لحظه مرگت نزدیک است

* فرزندان‌ خود را بااخلاق‌ خود تربیت‌ نکنید، زیرا که‌ آنان‌ برای‌ زمانی‌ غیراز زمان‌ شما خلق‌ شده‌اند.

* هیچ‌ فقیری‌ گرسنه‌ نمانده‌ مگر درسایه ‌آنکه‌ ثروتمندی‌ از حق ‌او بهره‌مند گشته‌ است.

* چون‌ تو به‌ جانب‌ مرگ‌ میروی‌ و مرگ‌ جانب‌ تو می‌آید، زود به‌ یکدیگر خواهید رسید.

دوشنبه 13 خرداد ماه سال 1387
تسلط شیطان بر ما و مقابله به مثل خدا برای ما
تسلط شیطان بر ما و مقابله به مثل خدا برای ما !!

امام باقر (ع ) فرمود: آدم علیه السلام عرض کرد: پروردگارا! شیطان را بر من سلطه بخشیدى ، و او را چون خون (که در بدنم جارى است ) بر من چیرگى دادى ؛ پس مرا نیز چیزى عنایت فرما!

خداوند فرمود: تو را چنین (نعمتى ) بخشم که چون کسى از فرزندانت ، تصمیم بر انجام گناهى گیرد (و آن را انجام ندهد)، بر او نوشته نشود، و چون آن را انجام دهد (تنها) یک گناه بر او نوشته شود، و چون عزم بر انجام عملى نیک گیرد، چنانچه به انجامش نرساند، حسنه اش برایش نوشته شود، و چون به انجامش رسانده ، ده حسنه برایش نوشته شود

آدم عرض کرد: پروردگارا! مرا بیشتر ده !

فرمود: تو را این بخشم که چون کسى از فرزندانت گناهى کند. و سپس از من بخشش خواهد، او را ببخشایم .

عرض کرد: پروردگارا! مرا بیشتر عنایت فرما!

فرمود: توبه را بدانان بخشیدم . و یا فرمود: سفره توبه را تا هنگامى که نفس به گلو برسد برایشان گستردم .

آدم عرض کرد: پروردگارا! مرا کافى است

برگرفته ازکتاب : پند های حکیمانه حسن زاده املی

دوشنبه 13 خرداد ماه سال 1387
تفاوت
تفاوت را ببینید :
تمام مکان ها را بدست دارند .....زمین و هوا و دریا
جان و مال ها را........
ولی بقول خودشان هر جا را می نگرند ردپای ایرانی ها را می بینند
ایرانی هایی را که تا چند سال قبل با آنان در حال جنگ بودند
اما نمی دانند قلب شان را نمی توان با زورگویی و وحشی گری تسخیر کرد
همه جا سایه انقلاب ما را بر روی سرتان احساس کنید
هنوز چند صباحی از زندگیتان باقیست
بدانید استخوان های پوک ابرقدرتیان درهم خواهد شکست .

(( آینده از آن حزب اللهی هاست )) .

دوشنبه 13 خرداد ماه سال 1387
سروده‌ای از مقام معظم رهبری
سروده‌ای از مقام معظم رهبری در انتظار امام عصر (عج)
دلم قرار نمی‌گیرد از فغان بی تو
سپندوار زکف داده‌ام عنان بی تو

ز تلخ کامی دوران نشد دلم فارغ
زجام عشق لبی تر نکرد جان بی تو

چون آسمان مه آلوده‌ام زتنگ دلی
پر است سینه‌ام ز اندوه گران بی تو

نسیم صبح نمی‌آورد ترانه شوق
سر بهار ندارند بلبلان بی تو

لب از حکایت شب‌های تار می‌بندم
اگر امان دهدم چشم خون‌فشان بی تو

چون شمع کشته ندارم شراره‌‌ای به زبان
نمی‌زند سخنم آتشی به جان بی تو

ز بی دلی و خموشی چون نقش تصویرم
نمی‌گشایدم از بی خودی زبان بی تو

عقیق سرد به زیر زبان تشنه نهم
چو یادم آید از آن شکرین دهان بی تو

گزارش غم دل را مگر کنم چو امین
جدا از خلق به محراب جمکران بی تو

شنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1387
دلتنگی
دلتنگی

باز هم امشب مرغ دلم در هوای تو بال و پر می زند. نم دانم خدا چرا اینقدر عذابم می دهد!

غم و غصه تمام وجودم را فراگرفته، یادت لحظه ای راحتم نمی گذارد، یاد چهره معصوم و

پاکت، یاد لبخند زیبا و دلنشینت، یاد صدای دلنواز و محبوبت، یاد نگاههای مهربانانه ات،

یاد گریه های سوزناکت، یاد چشمهای سرخ شده ات، یاد محبتی که هیچ وقت ابراز نکردی

و یاد تمام خوبیهایت که دفتر برای شرحش گنجایش ندارد!

آیا می شود روزی دوباره ترا ببینم و در کنارم بنشینی و به حرفهای مسخره ام گوش دهی.

ای کاش ترا قبری بود تا سجاده ام را در کنارت پهن می کردم و با تو رک صحبت می کردم.

ولی خدا مرا از هر گونه همراهی با تو محروم کرد ! چکار کنم؟ نمی دانم !

به اربابم علی بن موسی الرضا (ع) مرا کمک کن!

همین !

جمعه 13 اردیبهشت ماه سال 1387
یا هو
یا هو

تا چند شعر عاشقانه بگویم ؟ ببین چه برف سپیدی نشسته بر مویم !

فصل ، فصل مردن عشقی ناکام است در پای کویری خشکیده که هر چه بارانی اش کردم ، کمتر محصول گرفتم .

آری ، شوره زار با باران و بی باران شوره زار است و من بیهوده سنگ بزرگ برداشته بودم ! با آن آب در هاون می کوبیدم .

حیف و صد حیف از آن همه بارانی که بر کویر دست پخت جهالتها و کودکی های خودم باراندم ، چه اگر درصدی از آن باران را در مرتعی صرف می کردم ، چه بسا اکنون مزرعه ای داشتم آباد ِآباد ، برای دنیایم و آخرتم .

همین !

جمعه 13 اردیبهشت ماه سال 1387
شرم
شرم

در لحظه هایی که در مقابل بدیها ، زشتی ها ، نا سپاسی ها ، خود بینی ها ، غرور ها ، تعصب ها ، جهالت ها ، گناهان ، نا شکری ها و بد مستی ها ، خوبی ، وفا ، پرده پوشی ، محبت ، منت ، نعمت و بزرگواری دیده می شود . حقیقتا شرم چه واﮊه حقیر و زبونی در بیان حالت من است !

خداوندا ! دیگر حتی نمی توانم بگویم شرمسارم !

فقط مبهوتم و متحیر !

خدایا ، نمی توانم بگویم ممنونم ! فقط مبهوتم ، مبهوت .

حال چگونه عمل کنم به " لئن شکرتم لا زیدنکم " که من فقط می توانم بگویم ، نه نمی گویم ، بلکه عمل می کنم که : "سرافکنده ام !!"

همین !

جمعه 13 اردیبهشت ماه سال 1387
[جلگه
جلگه

جلگه ای که حال خشک و بی علف است با تاول های دل تفتیده خاکش فریاد درد خود را سر میدهد.

آیا باز کسی هست تا به بهانه ی آبی یا حتی سرابی سری به این جلگه خاموش بزند؟

دل جلگه تنگ است .دلتنگ آبشخور ها وتشنگان قدیمی.

تشنگانی که از وفا فقط رفع تشنگی را می شناسند.

حال چه کند این جلگه تنها در هجوم بادهای سوزان؟!



همین

شنبه 7 اردیبهشت ماه سال 1387
فقط نشستیم و گفتیم
کجاست منتظر تو ؟

چه انتظار عجیبی !!

تو بین منتظران هم چقدر غریبی ...

عجیب تر آن که چه آسان ، نبودنت شده عادت ،

چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت !

چه بی خیال نشستیم...!!

نه کوششی، نه وفایی

فقط نشستیم و گفتیم :

خدا کند که بیایی...

سه شنبه 14 اسفند ماه سال 1386
روزها
هر روز جمعه است میدانم می آیی و میرود اندوه سالهایی که بی تو گذشت

بی وجودت هر زمان احساس غربت می کنم

می نشینم آیه غم را تلاوت میکنم

در نیستان وجودم هم نوا با مولوی

مثل آن نی از جدایی ها شکایت می کنم

سه شنبه 18 دی ماه سال 1386
نفس کشیدن

و مهدی آن زمان که بیاید همه بتهای بتخانه کفر و ظلم را در هم می کوبد

           ؛؛؛؛ آقا به انتظار نفس کشیدن در کنار تو زنده ایم ؛؛؛؛

                                     یا مهدی ادرکنی


چهارشنبه 14 شهریور ماه سال 1386
امید

سلام

به امید آن روزی که همه نامه ها همه حرف ها همه پیامهای اس ام اسی  همه آف ها این جمله بشه ( مهدی آمد ) . برای سلامتی امام زمان صلوات .

 

یا صاحب الزمان


پنجشنبه 8 شهریور ماه سال 1386
امان از لحظه غفلت

forbid the moment of negligence while you are observing me

 

اگه میتونین معنی کنین

ممنون میشیم

 

 


شنبه 23 تیر ماه سال 1386
خسته دل

وقتی دلت خسته شــد ، دیگر خنده معنایی ندارد ... فـقـط می خندی تا دیگران ، غم آشیانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد ! وقتی دلت خسته شــد ، دیگر حتی اشکهای شبانه هـم آرامت نمی کنند ... فـقـط گریه می کنی چون به گریه کردن عادت کرده ای ! وقتی دلت خسته شــد ، دیگر هیچ چیز آرامت نمی کند به جز دل بریدن و رفتن ... آره باز هم رفتن ... باز هم تنهاتر و تنها تر شدن تنها تر از همیشه

                        یا مهدی

 

 

 


یکشنبه 17 تیر ماه سال 1386
یا خدا
  • بسم رب الشهداء

« همه کس نصیب دارد ز نشاط و شادی اما »

« به من غریب مسکین غم بیحساب دادی »

صدایی که شاید هیچ وقت خوشایند نبود، اینک دارد کم کمک، کمرنگ و کمرنگتر میشود

و چشمانی که قبلا هم فروغ چندانی نداشت، حالا دارد بی فروغتر می شود،

دیگر ناله های شبانه ام را خریداری نیست و گوهر اشکهای نابم را، گوهری بدلی می خواند،

آهم از فرط سردی مانند تکه ای یخ در گلویم گیر می کند و با رها شدنش

دیگر کمکی به زخمهای کبود دلم نمی کند و برای سوزش سینه سوخته ام مرهمی نیست.

حتی قلم نیز درون دستم غریبی می کند و مانند بچه ای با دست و پا زدن،

بی تابی خویش را نشان می دهد، گویی نهایت آرزویش

رهایی از دست من است. بگذار این آرزو را

از او دریغ نکنم! برو به سلامت ....... ؟!


پنجشنبه 7 تیر ماه سال 1386
نمی دونم

رفته بودم توی وبلاگ یکی از دوستام

                  نوشته بود اگه خدا بیاد توی اتاقت چیکار میکنی ؟

پیش خودم گفتم خدا که همه جا هست !!!‌!

 

        حلا یه سوال اما یه جور دیگه .

 من میگم اگه یه موقع به شما گفتن که

امام زمان (عج) یه جایی منتظر شماست و

خواسته شما رو ببینه چیکار میکنید ؟

خب اینم یه سواله !

   فقط کافیه تو قسمت نظرات جواب بدین با تشکر .

 


دوشنبه 6 فروردین ماه سال 1386
بهائیت ۷

اولین پیامبری که توبه نامه ی خود را امضاء کرد     

 مژده ای دوستان که می گویند پس از 124000 پیغمبر، اینبار کسی خود را پیغمبر خدا بر اهل زمین خوانده است که او را علیمحمد باب فرزند یک پارچه فروش شیرازی می نامیدند. در کمالات وی همین بس که نه تنها اولین پیغمبری است که ادعای ظهور الله در زمین (یعنی ظهور خودش) را نمود، که گوی سبقت از سایرین به سبب کتابت توبه نامه ای ربود. البته توبه از پیغمبر بودن خویش .

 اسناد توبه باب از تمامی ادعاهای دروغینش نه فقط در کتب اسلام گرایان، که در کتب خود بهائی ها و بابی ها آنقدر آمده است که احتیاجی به دلیل ندارد. این هم از همان قسمت های تاریخ ننگینی است که قابل توجیه نیست. آدرس عین این متن را در کتبی از خود بابی ها و بهائی ها که با این وجود علی محمد باب را پیغمبر می دانند وجود دارد .

 ابتدا جریان توبه باب:

          وقتی در مجا لس مختلف مناظره با علیمحمد، علی رقم آسان بودن و بدیهی بودن برخی سوا لات، اوج بی سوادی وی بر همگان آشکار گردید و باب با فضاحت بسیار به معذرت خواهی و سر افکندگی مجبور گردید، ارتداد وی بر همگان آشکار شد و علمای وقت حکم به ارتداد وی صادر و خواستار اعدام وی توسط مقامات وقت گردیدند. اگر چه وی را مرتد دانستند که با توبه نیز حد وی ساقط نخواهد شد. در همین حال، عده ای از نزدیکان شاه، از او خواستند برای فرار از این مجازات، توبه نامه ای نوشته، مهر و امضا نماید و در آن از مقام همایونی شاه تقاضای عفو نماید. وی نیز توبه نامه ای بدین متن تنظیم کرد:

"  "

        اصل این توبه نامه با امضاء و مهر وی در موزه اسناد مجلس ایران موجود است و اهل فن و تاریخ نویسان مختلف بر صحت آن و نسبت آن به شخص باب صحه گذاشته اند، و حتی کمتر بابی یا بهائی پیدا شده که آنرا مردود شمارد. در کتابی که ابو الفضل گلپایگانی، نویسنده و مبلغ بهائی نگاشته است، عین همین متن را آورده است! اگر چه امروزه بهائیان مانند همیشه منکر همه چیز و همه کس می شوند و ممکن است منکر این توبه نامه نیز باشند ولی بزرگترین سند اصل آن است که هنوز موجود است. هوس دزدی هم به سر خیلی ها زده است تا این سند تاریخی را (به مانند کتب پر از غلط باب) از آن مکان به سرقت برده و سر به نیست کنند، ولی با کمال تاسف برای طرفداران این فرقه، باید عرض کنم که مدتی پیش به جهت مسائل امنیتی و به دلیل افزایش تهدیدها،  این توبه نامه به گاو صندوق مطمئنی در آن مرکز منتقل شده و تحت شدیدترین تدابیر امنیتی محافظت می شود.

 


دوشنبه 6 فروردین ماه سال 1386
بهائیت ۶

                                                 بر خلاف تبلیغات

بر خلاف تبلیغات نا آگاهان نسبت به اسلام، و کسانیکه حتی ادعای دنباله روی حقیقت را داشته اند، دین اسلام اولین دینی است که با صراحت تمام همه مردم را دعوت به تحقیق کامل در راه کشف دین برتر و صراط مستقیم مینماید قرآن کریم در آیات متعددی انتخاب دین و روش زندگی را به مردم واگذارده و آنان را از تبعیت بی قید و شرط هر دینی نهی کرده و اطاعت از دین خاص را به شناخت و تحقیق شخص منوط کرده است خداوند در سوره بقره چنین آورده که ( اکراهی در پذیرش دین نیست، همانا راه رشد از راه عقب ماندگی جدا شده است، پس هر کس به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، همانا به طناب نجات چنگ زده و هرگز از آن جدا نمی شود و خدا شنوای داناست).

   نه تنها آیات بسیار روشنگر و متعدد بلکه دهها کتاب و هزاران حدیث گرا نبها و غیر قابل انکار در این زمینه وجود دارد که گویا مدعیان دروغین کشف حقیقت حتی یکبار از روی کتاب آسمانی قرآن را نیز نخوانده اند چه برسد به خواندن احادیث و روایات امامان و پیغمبر اسلام آنها که اسلام را دین ایمان اجباری میدانند چرا به خود زحمت یک دور چند ساعته روی بزرگترین کتاب آسمانی را نمیدهند، و البته خداوند خودش این لیاقت را از آنها میگیرد و در سوره اسرا آیه 46 میفرماید و جعلنا علی قلوبهم اکنه ان یفقهوه و فی آذانهم وقـرا خداوند خود قلبها و گوشهای آنها را از فهمیدن و شنیدن آیات قرآن ممنوع فرموده چرا که آنان به واقع اعتقادی به قیامت ندارنـد نکته ای که در آیات قرآن بچشم میخورد تشبیه دین اسلام به دین رشد است، ولی وقتی انسان به حد کمال برسد آنوقت خواهد فهمید که هر کدام از دستورات اسلام در دو جنبه به نفع او بوده است، یکی زندگی مادی او و دیگری زندگی معنوی ا و که بعد از مرگ آغاز میشود برای مثال در مورد مصرف بعضی مواد مانند مشروبات الکلی یا گوشت خرگوش و خوک که در بعضی ادیان کرا هتی برای آن نیامده بود یا کاملا حرام نشده بود ولی در اسلام کاملا حرام هستند. انسان عاقل میبیند بعد از 1400 سال از دستور اسلام، تازه پزشک غربی به این نتیجه رسیده که در گوشت خوک میکروبی هست که تحت شدیدترین شرایط و با هیچ حرارتی نمی میرد و فوق العاده خطرناک است، و میبیند همان پزشک آلمانی نژاد پرست تحت تاثیر قرار میگیرد و با دیدن آیه مربوط به تحریم گوشت خوک در قرآن، مسلمان می شود، اینجا این انسان اگر ایمانش و اعتمادش به هستی بخش مطلق کم هم بوده کامل می شود و می فهمد هر چه دستور خداست اگر در ظاهر هم محدود کننده اوست و باعث مورد تمسخر قرار گرفتن او در بین دشمنان خداست ولی چون خدا مهربانتر از آنست که ا و را بدون دلیل در مشقت قرار بدهد، و حتما علتی داشته که محدودیتی وضع کرده است، این اعتماد باعث اطاعت وی از خدا میشود و نتیجه اطاعت رسیدن به قرب پروردگار و خشنودی خداوند یکتا و در نهایت خوشبختی او در دنیای بعد از مرگ میشود نه فقط گوشت خوک بلکه طبق دستور صریح قرآن هر چه برای جسم انسان ضرر داشته باشد نیز شامل این تحریم است، در کنار اینها خداوند میفرماید طعام اهل کتاب بر مسلمانان حلال است، اهل کتاب که شامل مسیحیان، پهودیان و نصاری هستند ادیان آسمانی غیر از اسلامند که  بسیاری از آنان با گرفتن شریک برای خدا به گروه مشرکان پیوسته ا ند، نکته دیگر آنکه ممکن است کسی عقلش ناقص هم باشد و ماننـد اکثر مردم دنیا خیلی از مسایل مطرح شده در دین اسلام در ظاهر برایش قابل فهم نباشد اینجا دو نکته مطرح میشود: اول آنکه در روایات شیعه آمده است که در هنگام ظهور مهدی علیه السلام ایشان با عنایت خداوند کاری میکنند که عقول اکثریت قریب به اتفاق مردم کامل میشود و به راحتی همه مسایل اسلام را درک میکنند و با جان و دل به سوی اسلام می آینـد، البته اگر اینطور نمیشد حضرت مهدی علیه السلام میبایست با بیشتر مردم زمین بجنگند ولی طبق روایات، نبرد ایشان صرفا با گروه ظالمان و دشمنان قسم خورده اسلام و پیغمبران و خداست، دوم آنکه یک مسلمان واقعی وقتی میبیند بعد از 1400 سال هر روز معجزه جدیدی اعم از پیشگوییهای غیبی که به صورت جداگانه و فهرست وار مطرح میشود یا معجزات دیگر از قرآن می تراود و هر روز علوم جدید و دانشمندان متفکر بعد از سالیان دور از نزول قرآن به کشف جدیدی دست می یابند که قرآن به صراحت از آن سخن گفته بود به درجه ای از ایمان و اعتماد به پروردگارش میرسد که حتی اگر نفهمد چرا حجاب برای زن واجب است یا چرا یک ثانیه صحبت غیر ضروری بین دختر و پسر حرام است، بدون هیچ شکی به دستور آفریننده دو جهان عمل میکند، نه منتی بر خدایش میگذارد و نه منتظر پاداش از کسی است که همه چیز را با دقت آفریده و بر همه نیازهای او آگاه ا ست و به هیچ کسی و اطاعت ازکسی هم نیازی ندارد بر عرش اعلی تکیه داده و میبیند کدام بنده دستورات پدرانه او را عمل میکند و کدام بنده به دنبال فرار از این نعمتهای بیکران است اما آن مدعیان دروغینی که میگویند دینشان اولین دینی است که انسان را دعوت به کشف حقیقت میکند و با دروغ بستن به خدا و پیغمبران قصد اثبات عقاید باطل و غیر انسانی خود را دارند آیا به غیر از شیطان از کسی اطاعت کرده اند؟ آیا از آن میترسند که با خروج از کفرشان عکسهایشان در روزنامه ها چاپ شود و مورد تمسخر و توهین چند صد خدا نشناس کافر قرار گیرند ولی از عذاب قیامت که هیچ پایانی و تخفیفی برای آن نیست نمیترسنـد؟ اگر نه این بود که خود خدا آنها را گمراه کرده به خاطر گناهانشان و به خاطر شرکایی که برای او و پیغمبرش بدون دلیل گرفتند تا بدینوسیله از زیر بار اطاعت خدا شانه خالی کننـد، آیا میتوانستیم آنها را انسان بدانیم؟ کسانی که چشمهایشان جز شیاطین چیز دیگری را نمیبینـد و گوشهایشان جز برای شنیدن نجواهای شیطانی و کفر آلود کــر شده و زبانهایشان برای عبادت خداوندگار عالمیان لال شده است کتاب خدا و معجزه جاودانی در جلوی چشمانشان و آنها نمیتواننـد ببیننـد، ولی حرف شیاطینشان را بدون دلیل عمل میکننـد و کاملا هم از خود راضی و به کفرشان خشنـودنــد .  یک مژده به مسلمانان جهان و آن اینکه کتاب "علم در قرآن" توسط دانشمندان آمریکایی در علوم مختلف و اساتید آمریکایی دانشگاههای آمریکا در کشور ایالات متحده آمریکا به چاپ خواهد رسید ! در این کتاب آیات بسیار زیادی از قرآن که نکات بسیار پیشرفته علمی در آن خبر داده شده و اختراعات بشری پس از 1400 سال تازه به آنها رسیده اند مورد مو شکافی قرار می گیرد. چاپ این کتاب و کلمه به کلمه متن آن اثبات جاودانه معجزه پیامبر اسلام است و موجب کوری بیشتر چشم جاهلان و نادانان.


عناوین آخرین یادداشت ها
صلوات به نیت ظهور امام زمان یادت نره
تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 6489
ائمه اطهار
-